Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

مواردی چند

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۴ ب.ظ

+منتقل کردن پست به پست آرشیو خودش یک چیزه و اینکه تو فقط مجازی روزی ده تا پست منتشر کنی هم یه چیزه دیگه است :| تقریبا داره میشه یک سال از روزی که فیلتر شدم و من هنوز خیل عظیمی از آرشیوم رو منتقل نکردم :| [کی اصلا با محدودیت روزی ده تا پست می تونه آرشیوش رو انتقال بده] _ بیان را هوووو می کند_ :|


++همیشه موسم 14هُم و 15 هُم خرداد که می رسه من و شک چهاردهم بود یا پونزدهم بود عم، باز به هم می رسیم :| شک از اینکه بالاخره تولد مبینا 14هم خرداده یا 15هم :/ تا سالیان پیش همیشه تبریک تولد هاش از جانب من اینجوری بود: "ای که نمی دونم رحلت امامی یا قیام خونین تولدت مبارک " یا مثلا میذاشتم دم دمای غروب 14هم بهش پیام می دادم که تولدت مبارک و اشاره ای به پیشاپیش یا پساپسی چیزی نمی کردم و خلاصه هر سال یه جور تبریک میگم و بلافاصله هم همون فردا، پس‌فرداش متوجه می شدم که بعلههه 15هم بود!! ولی باز تا سال بعد که برسه من دوباره یادم میرفت :| امسال ولی تصمیم گرفتم هم اینجا بهش یه اشاره ای بکنم و هم تو تقویم گوشیم سیوش کنم دقیقا تا بالاخره سال بعد این بچه مثل آدمیزاد یه تبریک تولد بشنوه :| _ثبت شد، بچه امون قیام خونینی می باشد_


+++دیروز بعد از ظهر زدم از خونه بیرون به این امید که الان که ساعت 5 و نیمه بعدازظهره و من دارم از خونه می زنم بیرون با این برنامه هایی که تو ذهنم چیدم، اینا یه جوری طول می کشه که من همون دم دمای اذون دیگه برمی گردم خونه و مجبور نیستم این ساعات کششششدار تا اذون مغرب رو توی خونه سر کنم! ولی خوب این المان رو در نظر نگرفته بودم که دیروز خیر سرش تعطیل رسمیه :| و بدین ترتیب فقط تونستم یه مورد انتقال پول با عابر بانک رو که تو لیستم بود، به انجام برسونم و وقتی رسیدم خونه ساعت 6 بود :| بعد یه انیمه گذاشتم ببینم که از قضضضا انیمه هم فقط 40 دقیقه بود :| خلاصه جاتون خالی چننننان لحظات کشششششداری رو دیروز تا دم اذون تجربه نمودیم که واقعا جاتون خالی.


++++عوضش ولی امشب افطاری می خوایم بریم باغ عمه ژون اینا =))


بعدا نوشت: روی آلاچیق باغ و رو به آسمون و یه باد خنک و سکوت محـــض :)


=یک لحظه روزی فقط ده پست منتشر کردن چونان برم فشار آورد که رفتم یه دونه ازین امکانات اختیاری ها از قرار اجازه روزی 50 پست منتشر کردن، را خریده و از فشار وارده کاستم :|

۹۶/۰۳/۱۵
تو کا

نظرات  (۹)

خوشبحالت ، خوش بگذره :)))
من هرروز سعی میکنم ساعت ۴ یا ۵ بخوابم که دم اذان بیدار شم هر سری هم ساعت ۵ و نیم ۶ بیدار میشم :| حتی یه روز نشده حداقل ۷ پاشم ://
پاسخ:
مرسی عزیزم :*
من آخه بعد از سحر و حول و حوش 5 صبح می خوابم و دیگه 2 بعد ازظهر و اینا بیدار میشم یعنی صبح هامو با خواب پر می کنم لذا واسه بعدازظهر باید فکرهای جور واجور بکنم تا بگذرن دیگه :دی
داستان فیلترتون چی شد؟ اصلا بیان پیگیری کرد؟ جوابی داد؟
پاسخ:
بیان شفاف سازی کرد که نقشی نداشته و هرچه بوده به دستور کمیته فیلترینگ بوده لذا کاری هم از دستشون برنمیاد.
وای وای وای! دقیقاً یادمه اول صبح بود، کامنتا رو باز کردم دیدم برام نوشتی فیلتر شدی! منم داغ کردم و نوشتم «سکانس حماقت‌های بی‌پایان»! چقدر زود گذشت و چقدر تلخ گذشت... از همه مسخره‌تر هم اینه که وبلاگایی که سر تا تهشون دو هزار هم نمی‌ارزه راست راست می‌چرخن برای خودشون ولی وبلاگی به خوبی این‌جا باید فیلتر بشه! خیلی خیلی مسخره است... http://1matarsak.com/post/419
پاسخ:
خودم داغش تا چند ماه اصن واسم خیلی سنگین بود :( 
اوهوم یادمه پست هاتون رو :) که بعدش باعث شد حرکتی از جانب بیان در راستای برقراری ارتباط با من صورت بگیره .
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من داغون تر از این حرفهام در بخاطر سپردن تاریخ های تولد:||
من تا بیام جزوم رو بازکنم، اذان میشه، تا میام ورقش بزنم وقت سحری میشه!!!
خوش بگذره:)
پاسخ:
نه من اگه تولد کسی رو یادم بره هیچ وقت خودمو نمی بخشم -__- 
چون خودم برام خیلی ارزش داره و خیلی خوشحال میشم که بقیه تولدم رو یادشون میمونه و بهم تبریک میگن واسه همین برای بقیه هم دوست دارم اینکارو بکنم :)

چیجوری مگه عمل می کنی؟ با اسلوموشن حتما :))
بدترین لحظات برای من 1 تا 5 هست، بعدش خوبه سرگرمم :دی
پاسخ:
اتفاقا من اون ساعات سرگرمم ولی خوب دیگه به 6 غروب که می رسم سرگرمی کم میارم وجدانا :| 
دیگه چقدر مثلا کتاب خوندن یا فیلم دیدن یا زبان خوندن و فلان :|
۱۶ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۱۴ گمـــــــشده :)
اون ساعات کشدار با خواب عجیب سریع پیش می ره
:))
پاسخ:
من خوابامو واسه صبح میذارم و بعدازظهر و اون ساعات کشدار دستم خالیه دیگه :دی
عهههه همین باغ عمه ژون:)❤❤
مبینا پنج تا حرف داره پس پونزدهمه:/
پاسخ:
آرههههه همین باغ عمه ژون :دی ^____^ 
مرررسی از این کدگذاریت=)) اینم یادم می مونه :دی
دوستان به جای ما :دی
لحظات افطارتون زود گذر!!!:دی
پاسخ:
ممنون ^____^ 
لحظات دم افطار همه زودگذر باشه ایشالا :دی
حیف که در نهایت تغییری صورت نگرفت :/
پاسخ:
بیخیالش دیگه گذششششششششت :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی