Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

فردا بروم یک Dream Catcher بخرم، شاید شد :/

سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۱ ق.ظ

یکی از فانتزی های زندگیم این است که در زندگی به درجه و مرتبه ای از یک چیز برسم که آنقدر خفن محسوب شده باشد، تا دعوت بشوم و در TED یکی از سخنران هایشان باشم!

این یکی از فانتزی های در ابعاد جهانی ام است. (بله درست است فقط یکی از آن ها :دی شاید یک باری، شاااید البته از بعضی هاشان یا همه شان نوشتم. ولی بعید است :دی)

و کوچک تر و داخلی ترش (درون کشوری منظور ) هم این است که باز کسی می بودم در یک چیزی و بعد به برنامه ی "کتاب باز" نسیم دعوت می شدم! همیشه دوست داشتم و دارم جایی باشد که من و کتاب هایی که خوانده ام و کتاب هایی که دوست دارم و نویسنده هایی که عاشق شان هستم ،بشویم مرکز یک گفت و گو *__*


اینجاست که بخشی از کتاب "بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم" از دیوید سداریس را لازم می شود:

"زمانی بود که می توانستم همچین چیزی گوش کنم و خودم را ببینم که دارم روی صحنه ی یکی از بهترین نایت کلاب های نیویورک برنامه اجرا می کنم، ولی رویاپردازی ها دقیقا برای همین هستند: اجازه می دهند از بخش خفت بار قضیه صرف نظر کنی و یک راست بروی آن بالا. "

۹۶/۰۹/۰۷
تو کا

نظرات  (۱۱)

۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۱:۳۰ هولدن کالفیلد
شاید اگه Dream Catcher میخریدی میشُد، ولی حقیقتا نمیدونم با کچ دریمر:|جواب بده یا نه :| :|
پاسخ:
:)))))))))))))))))))))))))
۰۷ آذر ۹۶ ، ۰۴:۵۸ مترسک ‌‌
آدمیزاد با امید زنده است به هر حال ;)
پاسخ:
:دی
با تلاش میشه رسید به این فانتزی ها
وقتی یکی با تعداد لایک بالا و یه کار ویژه تو اینستاگرامش مشهور میشه و میره تلویزیون نشون میده که خیلی هم این فانتزیها سخت نیست
پاسخ:
یه چیزی که راجع به این آدم ها یا به عبارتی سلبریتی های اینستاگرام هست اونم اینه که به هرجایی که با پیجشون رسیدن و هرمقدار پولی هم که دارم از قبالش درمیارن عملا ذره ای به تلاش ربطی نداشته! 
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۳ حامد سپهر
ایشالا به حقیقت بپیونده آدما با رویاهاشون زنده ان
پاسخ:
مرسی از دلگرمی :)) ولی خوب این پست حالا بیشتر جنبه طنز داشت تا حسرت! 

امیدی که پشتش تلاش باشه،چرا که نه؟:)
پاسخ:
بله چه نکته ی ظریفی :))

دریم کچر رو نمی خرن، دریم کچر رو می سازن. دریمِ هرکس باید با کچرِ خودش کچ بشه :دی سنت های سرخپوستی را صنعتی نکنیم:دی
پاسخ:
اتفاقا هنوز نخریدم و به چه نکته ی خوبی اشاره کردی :دی 
میسازم پس کچ دریمر های (:دی) خودمو :))
۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۹:۳۸ پسر مشرقی
هرچقدر فانتزی جهانیت قشنگ و جالب انگیزه داخلیش نیست!
پاسخ:
دیگه فانتزی خودمه, دوست دارم باشه :دی

اقا در مورد این حالت داخلیش من یه نظری دارم
من خودمم عشق اینم که توی گفتگو ها مرکز صحبت باشم
بعد الان شدم
یعنی الان یه شش ماهی هست مرکز گفتگو هستم و این هم کارم شده هم تفریحم

بعد در مورد بحث کتاب هم من یه ایده دارم
یه ایده که هم کتاب هاتون رو معرفی کنید هم مرکز گفتگو باشید ، هم رایگان باشه برای شما و بقیه و هم یک نقطه ای باشه برای کسب درامد در اینده اکر دلتون خواست

اگر نظرتون جلب شد بفرمایید یه توضیح جامعی در موردش بدم خدمتتون و یه سری ویدیو هم معرفی کنم ببینید که کامل اوکی بشین
پاسخ:
ممنون :دی
میگم ولی که این پست بیشتر از با حسرت نوشته شدن, در حال طنز نوشته شد! و جمع بندیش هم که کسی دقت ننمود با اون تیکه از کتاب سداریس صورت گرفت که یعنی همه حرفم چی بود :)
۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۳:۰۲ اسماعیل غنی زاده
کتاب "بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم" از دیوید سداریس
 منم داارم می خونمش :)
پاسخ:
خیلی خوبه, مگه نه؟ :دی
۰۸ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۶ اسماعیل غنی زاده
آره داستان هاش خیلی امروزیه ...خیلی شبیه زندگی خودمونه :))
پاسخ:
اوهوم :))
من هم اون فانتزی TED رو دارم :-)
wish you the best, honey :*
پاسخ:
Thank you my dear ^_____^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی