Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

بدجور گیر کرده ام!!

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۰ ق.ظ

برعکس همه که فکر می کنند دارد دیر می شود و وقت نیست و خیلی سال ها قبل باید شروع می کردند و چه سال ها که از دست داده اند! من ولی می دانم که چه سال ها از دست رفته و اگر هرچیزی را که شروع کرده ام زودتر شروع کرده بودم جای بهتری بودم! یعنی که  قبول کردم که سال ها قبل چیزهایی  که الان فهمیدم را روحم هیچ جوره نمی توانست ازشان خبردار شود و بهشان واقف باشد و واقعا نمیشد که بشود الان جای بهتری باشم!! 

الان هم همین است! عجله ندارم! برای شوهر کردن! برای ارشد خواندن! برای کار پیدا کردن! برای هر چیزی! هنوز هم دارم آزمون و خطا می کنم! می خواهم بالاخره بفهمم چه می خواهم! دارم می فهمم یعنی! بیشتر می خواهم به کم قانع نباشم! می خواهم اینبار اینقدر صبر کنم تا بشود همان چیزهایی که دقیق می خواهم! 

ولی خب می ترسم هم کمی ! که تهش تمام حساب ها و دو دوتا کردن ها غلط بوده باشه و عایدی صفر شود! این سال های پیش رو هم بشوند مثل سال های قبل, از دست رفته :( 

بدجور گیر کرده ام! بین انتخاب کردن بین دم دستی ترین در هر چیزی! و یا نه صبر کردن و سرمایه گذاری بلند مدت کردن و ریسک کردن و شرط بستن روی اراده ی خودم و هزار و یک عامل ناشناخته و آینده ی مجهول *__*

۹۶/۰۹/۲۲
تو کا

نظرات  (۱۰)

تحقیق کردن و از مشاور کمک گرفتن را که حتما خودت میدانی، من هم تاکید میکنم!! :)
اما اگر به هیچ نتیجه ای نرسیدی و اگر به استخاره اعتقاد داری، خب استخاره هم می توانی بکنی. برای همین جور وقتهاست. برای بیرون رفتن از بلاتکلیفی که عمر آدم تلف نشود سر دو راهی. فقط پیشنهاد است ها. هر جور خودت صلاح میدانی.
موفق باشی و عاقبت بخیر
پاسخ:
تا به حال استخاره نگرفتم! نمی تونم یعنی! در حدی اعتقاد راسخ بهش ندارم که بگم هرچی جوابش اومد همون می کنم! هر جوابی داشته باشه بازم شکم پابرجا می مونه :|

ممنون در کل :)
یه کم صبر کن ، برای شوهر کردن میگم . ولی دقت کن که هرچی آدم سنش بیشتر میشه طمعش (! ) هم بیشتر میشه و هی پیش خودش میگه حالا یه کم دیگه م صبر کنم یه گزینه بهتر از این گزینه پیش رو سراغم میاد ‌و زودتر از چیزی که آدم فکر میکنه کیفیت و کمیت گزینه ها افت میکنه ...
در مورد ارشد و دیگر موارد من هیچ تجربه و نظری ندارم 
پاسخ:
می دونی کلا اصلا اشتیاقی ندارم نسبت بهش! اصلا هم مسئله ی طمع کردن و صبر کردن به هوای یه بهتر و اینا نیست! کلا اصلا تمایلی ندارم و بیشتر نظرم نسبت بهش  " که چی بشه" طوره :/

۲۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۵۵ هَشْتْ حَرْفى
باید عاشق شَوید :) 
پاسخ:
خوب شد فتحه ش رو گذاشتی وگرنه من شِوید می خوندم :))))

+آره فقط یه عاشقیه که می تونه هرچی رشته اس رو پنبه کنه! و بزنه زیر هرچی اصل و اصول و اعتقادات و هدف و اینچیزاست :دی
۲۲ آذر ۹۶ ، ۰۵:۱۰ مترسک ‌‌
منم خودم تو تصمیم‌گیری‌هام یواش و وسواسی‌ام، ممکنه به نظر بقیه خوب نباشه اما به نظر خودم خیلی هم خوبه :)
پاسخ:
من بیشتر دلهره ام از اینه که دارم تصمیم هایی می گیرم که برخلاف خیلی چیزها و انتظاراته! ممکنه خیلی تنها بشم! ممکنه خیلی ها دلشون بشکنه!ممکنه خیلی ها انتظاراتشون برآورده نشه! یعنی خیلی خودهواهانه اس فکر می کنم :(
۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۵ زهرا یگانه
اسم سال های گذشته رو شاید بشه گذاشت "سال های از دست رفته ی مفید" مثلا، وقتی بلاخره فهمیدی یعنی راهی رو برای به فهم رسیدن طی کردی و مسلما این مسیر بیهوده نبوده.
پاسخ:
بعضی وقت ها میگم این انصاف نیست جوونی آدم اینهمه به گند زدن و به خواسته ها نرسیدن و به امتحان کردن و امتحان پس دادن و بزرگ شدن می گذره!
لعنت به این ترس...
توکا می تونم با اطمینان بگم که خیلی ها توی همین بحران گیر افتادن، و حسن دونستنش اینه که تو تنها نیستی. من و دیگران هم دقیقن این ترسِ از دست رفتن زمان رو تجربه کردیم و هنوزم باهاش درگیریم. خوبیش اینه که تو حالا می دونی چیزهایی که یادگرفتی توی زمان درستش اتفاق افتاده و اگه زودتر هم می اومد سراغت احتمال موثر بودنش خیلی نبود. و اینکه ماها عادت کردیم به قراردادی زندگی کردن، سیستم آموزشی مون اینجوری هدایتمون کرده، که حتمن باید توی 18سالگی وارد دانشگاه بشی وگرنه عقب می مونی. که حتمن باید توی 25سالگی تکلیف کار و درس و آینده ی بلندمدتت رو روشن کرده باشی وگرنه جا می مونی. که حتمن باید بعد اینا ازدواج کنی چون انگار یه تکلیفه و وظیفه ای به گردنت! بی خیال این حرف ها... 
به کم قانع نباش، ولی از همون فرصت های کوچیک استفاده کن واسه تجربه و محک، که وقتی اون اتفاق بزرگ تره اون موقعیت ویژه هه پیش اومد با اطمینان بیشتری بری سمتش، آماده تر. 
واقعیتِ خودت، رویاهات رو، به هیچ چیز نفروش.
پاسخ:
آخ گفتی -__-
فقط دردش اینه که بعضی وقت ها حتی ممکنه عزیزترین آدم های زندگیت هم درکت نکنن:(
۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۵:۴۸ توکان سبز
باید یکی باشه که عاشقش بشی ...
پاسخ:
اینقد نسبت به این یکی ناامیدم! کلا از گزینه های آینده ام حذفش کردم :دی
۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۵:۵۵ حامد سپهر
باید با اطمینان بهتون بگم که این مشکل خیلی از جوونهای الان هست و فقط مشکل شما نیست پس نگران نباشید
با هدفهای کوچیکتر شروع کنید کم کم راه میوفتید
فقط این نکته رو بیاد داشته باشید بعضی وقتا خیلی زود دیر میشه 
پاسخ:
چقدر دید راحت و همه چی تهش خوب خواهد شدی به قضیه دارید :دی

دیدی که الان داریم رو پنج سال قبل نداشتیم و دیدی که پنج سال بعد داریم رو قطعا الان نداریم ولی اگه بتونیم توی این حالی که هستیم با همین دید و عقل بهترین رو انجام بدیم بردیم... منم عجله ای ندارم و فکر میکنم حداقلش باید تکلیفم اول با خودم روشن بشه چی ام و کی ام و چی میخوام بعد برم برسم بهشون و الا اینجوری اگه بخوام به دیر شدن دیر شدن هایی که دم گوشم خونده میشه توجه کنم توی راهی میفتم که مال من نیست و تهش میشم کسی که راضی نیستم، خودم نیستم فقط و فقط برای اینکه از دید بعضیا دیر شده برام و وقتشو همه چیم معلوم بشه.
با همین فرمون برو جلو و به دیییییییره (با ریتم بخون لدفا :دی) واسه برگشتنت دییییییییره؛ گوش نده 
پاسخ:
مدیونی فکر کنی هر سری به کامنتت رسیدم، یه دور با ریتم خوندن ته کامنتتو امتحان نکرده باشم :)))

هعی هعی اراده ! ای سخت ترین چیز برای داشتن روی زمین، کمک مان کن و مارا تنها نگذار ! آمین :دی
دقیقا همینه . آدم اصلا باید بینه با خودش خلوت کنه ببینه قراره شوهر کنه که چی بشه بعد اگه دلایلش موجه بود شوهر کنه :)
پاسخ:
چیزی که غالب مردم ما نمی فهمن و از درکش عاجزن! و ازدواج کردن رو بر هرررررکسی واجب می بودن :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی