Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

چقدر این 6 ماهی که گذشت عجیب بود! چقدررر اتفاق های زیاد افتاد هم قبلش و هم بعدش به عنوان نتایج اون اتفاقات! بعد از مدت های طولانی سردرگمی و مدام عقب انداختن هر گونه اقدام جدی و هی ترسو بودن! این 6 ماه انگار که یه بمب انگیزه و انرژی و اعتماد به نفس تو وجودم ترکید و بوووومب بعد یهو یک عالمه ایده و انگیزه برای آینده و اینکه هدفم قراره چی باشه پیدا کردم! اولویت های زیادی رو توی این 6 ماه هی بالا و پایین کردم! از کنکور ارشد  گرفته تا آیلتس و تدریس! که اتفاقا تدریس اولویت آخر رو داشت چون فکر نمی کردم بتونم به این راحتی ها جایی رو پیدا کنم که من رو به عنوان یه تازه کار و بدون سابقه قبول کنن! ولی در نهایت و جوری که اصلا فکرش رو نمی کردم از تنها جا و اولین جایی که برای مصاحبه رفتم باهام تماس گرفتن و برای شروع دو ترم کودکان برای تدریس بهم پیشنهاد دادن! یعنی من رسما از سه شنبه یه تیچر میشم :دی

و این تقریبا اولین تجربه ی استخدامی من هم میشه! من تا قبل از این یه جور فریلنسر به حساب می اومدم از لحاظ شغلی! ترجمه و تایپ و ویرایش(یک مدتی) و اینجور دست کارها! ولی حالا درسته که تا مدت ها مطمئنا حقوق زیادی نخواهم داشت، ولی همینکه بالاخره رسما شاغل محسوب میشم خیلی حس خوبی داره :)

چقدر به موقع بود پیشنهاد این شغل! چون توی یه برهه ای دوباره قرار گرفته بودم که کم کم داشتم انگیزه ها و امیدم رو از دست می دادم و توی یه حالت افسردگی و بی خیالی وارد می شدم! می تونم بگم دو سه هفته بود که تنها کاری که در حال انجام دادن بودم تکمیل کردن آرشیو فیلم ها و سریال هام و شروع کردن بیگ بنگ تئوری بوده :| در حال سرزنش خودم بودم تا بلکه دوباره به خودم بیام، که خدا خودش بزرگواری کرد از طریقه ی مخصوص به خودش وارد شد:دی

     #I'm_an_English_Teacher

۹۶/۱۱/۲۱
تو کا

نظرات  (۹)

ایول! خیلی موفق باشی!
+طلب صبر دارم برات در مواجه با بچه ها کوچیک! هی تیچر تیچر میکنن مخت رو میخورن! اما بازم ایشالا خوش بگذره و موفق باشی!
پاسخ:
مرسی ^_^
آره اتفاقا امروز که جلسه بود حرف از این چیزا بود :دی ولی من همه ی اینارو به جون می خرم تا سرگرم باشم و مدام بی هدف تو خونه نباشم ! دیگه از کار کردن تو خونه خسته شده بودم *_* 
۲۲ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۸ پشمآلِ پشمآلو
هلو تیچر .. تبریک تیچر:دی
یکم از تجربیاتت به ما بگو ما ـم بفمیم بالاخره هدفمون چیه
پاسخ:
:))
تجربه ی شخصی بود راستش! در پی یه سری اتفاقات که افتاد انگار یه چیزی تو وجودم عوض شد و بعدش نتیجه اش این شد که تونستم بفهمم چی می خوام :) 
شاید یکی از دلایلش ولی این بود که اینکه بقیه قراره چه فکری راجع بهم بکنن و این حرف ها رو کامل کنار گذاشتم و حتی یه کلمه از هدف هام و از برنامه هام نه به کسی گفتم و نه نخواهم گفت و نه توضیح میدم! 
فقط خودم رو گذاشتم تو اولویت :)
الهی:) خیلی هم عالی تیچر جون
پاسخ:
مرررسی ^___^
عه چه بامزه
سر کلاسا با بچه ها توپ بازی هم میکنی؟ :))
پاسخ:
آره با بچه ها کلا بیشتر بازی باید باشه :)
پانتومیم, توپ بازی و نقاشی و کاردستی و اینچیزا 
شروع خوبیه ایشالا با موفقیت همراه بشه براتون
پاسخ:
ممنون 
ایشالا :)
چه خوووب^_^
مبارکه^_^
پاسخ:
ممنووووون ^__^
۲۲ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۳ بالون سرگردان
مبارک باشه ولی فکر میکنم که بعدا دلتون واسه فریلنسری تنگ بشه  :)
پاسخ:
ممنون
الان که واقعا ازش خسته شدم ولی بعدها رو نمی دونم دیگه :دی
مبارکست:دی
اولین چیزی که به بچه هات یاد میدی این باشه که چطوری th تلفظ کنن. نامبرده بیست و چهار سال سن دارد، هفده سال زبان خونده، و هنوز th ها رو دال تلفظ می نماید. با همین وضعش آیلتس هم داده. :|
پاسخ:
ممنان :))
تو هم بیا بشین سر کلاس با بچه ها یادت بدم :دی 
چیجوری هفده سال زبان خوندی؟ :))
هفت سالم بود خواهرم میخواست بره کلاس زبان مامانم گفت داری میری اینم سر رات ببر ثبت نام کن. :|
جسته گریخته خوندم گاهی، خیلی ترم ها رو دو بار خوندم چون موسسه م عوض شده، ولی این در نفس ِ هفده سال دال تلفظ کردن من خدشه ای وارد نمی سازد :|
پاسخ:
چه وفادارانه :دی هفده سااااااال به پای این دال تلفظ کردن نشستی و هنوز هم اعتراف می کنی که رهاش نمی کنی! چقد که بعضی دال ها شانس دارن :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی