Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

هر چند این ترم دومین تجربه ی ترمی من به عنوان یک معلم هست وبی خب من دوست دارم با گنجوندن قید همیشه توی جمله ام بگم که: همیشه هفته ی اول شروع ترم ها خیلی سخت و انرژی بر هست! با بچه های جدید آشنا شدن! با سطح جدید و مباحث جدید برای تدریس آشنا شدن!

این هفته شب ها مثل جنازه تا صبح بیهوش می شدم!  ترم قبل مثل اینکه تونستم خودم رو ثابت کنم و نشون بدم که راجع به توانایی هام اغراق نکردم، چرا که این ترم به صورت فول تایم ( از لحاظ ساعات کاری آموزشگاه) بهم کلاس دادن! 6 تا کلاس :)

و خوب پسرهای نازنین ترم قبلی، که خیلی هم دوستشون داشتم رو برخلاف انتظارم بهم ندادن دیگه! ولی اون یکی کلاسم که تشکیل شده از چهار تا فسقلی به شدت کنترل نشدنی بود رو همچنان بهم دادن :| ولی حتی این بچه ها هم داره مزه ی کلاسشون به یه شیرینی خاصی تبدیل میشه که به خستگی هاش می ارزه، اونم وقتی که می بینم "الف" که ترم پیش برای خواستن هر چیزی و دریافت نکردنش با کولی بازی به گریه می افتاد تا کلاس رو خراب کنه و من رو عصبی! بالاخرررره یاد گرفته که دیگه با گریه به جایی و چیزی نمی تونه برسه و داره سعی می کنه با خواهش خواسته هاشو مطرح کنه! وقتی "ع" که حتی یک سوال هم دوست نداشت جواب بده! سخت و سفت میشینه تا دقیقه ی آخر پای تمرینی که ازش خواستم برام انجام بده، تا تهش بیاد و نشونم بده که ببین من حتی بیشتر از اون چیزی که ازم خواستی هم جواب دادم!! وقتی "ر" دیگه نازک نارنجی نیست و با هر حرف کوچیکی از هر کدوم از بچه ها قهر نمی کنه! وقتی بچه ها راحت خوراکی هاشونو با هم تقسیم می کنن بالاخرررره!! فقط از این بین یه دونه جان جانان "ث" هست که از همون اول بچه ی نرمال و بسیار خوبی بود :)

تدریس از اون چیزی که فکر می کردم سخت تره! چون باید خیلی صبور بود! باید خیلی ناامید نشد از بچه هات، در حالیکه شاید جایی برای امیدواری برات نذارن! مخصوصا راجع به زبان، که باید به طور مداوم به بچه هات دلداری بدی که حتما روزی می تونن خوب و عالی باشن ولی .... خب قسمت سخت قضیه اینجاست که بچه ها به بعد از ولی خیلی کم گوش می کنن :/ یعنی حرف هات رو تا جایی که داری ایراد هاشونو میگی رو می شنون و بعد که می خوای راه حل بهشون بگی، دیگه خیلی کمتر گوش میدن :/ اینجوری میشه که خلاصه تو یه روز با یه لبخند رو لبت میای خونه چون تونستی یه بارقه هایی از تلاش و کوشش رو ببینی ولی برعکس یه روزهایی با خلق و خوی در هم رفته برمی گردی از اینکه هر چی خواستی بری جلو، مدام بچه ها یه سد کشیدن جلوت و نذاشتن بهشون نفوذ کنی...


ولی خب باز تهش با این دلداری مثل جنازه تا صبح بیهوش میشم که همین کلاس 4 تا فسقلی رو به خودم یادآوری می کنم! که چطور حتی ترم پیش یه روز تا مرز گریه کردن منو بردن ولی حالا کامل توی مشتم هستن:دی یعنی یاد این 4 تا بچه است که شب ها دوباره یه قوت قلب میشه و انرژی میده تا جلسه ی بعدی برم سر کلاس :دی

۹۷/۰۱/۲۴
تو کا

نظرات  (۷)

کلاس بچه ها خیلی رو مخه! یه ترم کامپیوتر یادشون می دادم روانی شدم!!!
پاسخ:
خب این دقیقا مشکل من در ترم قبل بود!! 
ولی الان که از 6 تا کلاس فقط دو تاش با بچه های کوچیکه و 4 تاش با بزرگترها و کلا دبیرستانی هاست! مشکلم دیگه با بچه ها نیست و با این بزرگترهاو عدم داشتن انگیزه کافی واسه یاد گرفتن و مقاومت زیادشونه :|
یه سوال،
کلاسا مختلط نیست؟
چرا تصور من این بود که تا 7 سالگی، هر کلاسی مثل مهدکودک مختلطه
نکنه مهدکودک هم چنین نیست. هست؟
پاسخ:
چرا مختلط هست کلاس ها! همین 4 تا فسقل, "ع" پسره و اون سه تا دخترن! 
البته هست کلاس هایی هم که مختلط نیست و کامل پسرن و یا کامل دختر ! مثلا اون کلاس ترم قبل همشون پسر بودن! ولی کلاسی که این ترم به جای اونا بهم دادن 6 تا پسرن و 8 تا دختر!

همونطور که گفتی کار کردن با بچه ها خیلی سخته یعنی جدای از سختیش یه صبر ایوب می خواد که خدای نکرده بد اخلاقی نکنی.

@شباهنگ 
هست بالام جان. مختلطه!
پاسخ:
کلا درس دادن سخته :دی جدای از سن بچه ها *__* 

۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۴۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
با بچه ها سروکله زدن راحتتر نیست؟! چون ذهنشون خالی تره!
پاسخ:
این ترم متوجه شدم که اصلا مسئله ی سن عامل تعیین کننده سختی و یا راحتی سر و کله زدن با بچه ها نیست! 
برای کوچکترها تربیتشون خیلی تاثیر داره و خلاصه هر چی بچه نرمال تر از لحاظ اخلاقی و تربیتی, تدریس تو هم راحت تر! 
برای بزرگترها که این ترم 4 تا کلاس ( دبیرستانی ها کلا) میشن!انگیزه و میزان اشتیاقشون مهمه! مثلا از بین 4 تا , دو تا کلاس من این سطح انگیزه اشون عالیه و تدریس هم برای من راحت تره! ولی اون دو تای دیگه به شدت مقاومت می کنن, به شدتتتتتت!! جوریکه روز اول مثه توپی که بادش خالی بشه یهو انرژیم رفت :/ 
ولی میگم که مدام با خودم یادآوری می کنم من اون 4 تا فسقل رو تونستم سر به راه کنم و اون صبرها و اون زحمت ها بالاخره تهش نتیجه داد! پس این دو تا کلاسم هم بالاخررره راه میفتن :)
پیشنهاد من اینه که ایراد ها رو نگی، راه حل ها رو بگی.
دو نقطه نابغه.
پاسخ:
آره به نظرم باید اینکارو بکنم :متفکر
حداقل اونو که امتحان کردم خیلی فیدبک مثبتی میبینم دریافت نمیشه ! لاقل بذار اینجوری امتحان کنم!
۶ تااا کلاس؟😍 بهت افتخار می کنم. دو نقطه اسمایلی گریه.😍
پاسخ:
عاووره فول تایم شدم ^____^
 مرسی عزیزمممم [با لحن بچه فامیل بخون]
من قبلا در بلاگفا می نوشتم
تکنیک ردیف کردن پیوندها به این شکل زیبا چیست؟
پاسخ:
تکنیک خاصی نداره :)))
خودم مرتبشون کردم، به صورت دستی!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی