Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

Devastating

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ق.ظ

یادمه زمان های خیلی دوری بود که می تونستم یه کله فقط درس بخونم و بنویسم و خلاصه در بحر علم باشم! ولی الان از پنج شنبه تا امروز که فقط سه روز شده که مجبوررر بودم فقط مطالعه داشته باشم و بنویسم و تایپ کنم و رایتینگ و ریکورد تصحیح کنم اونم به معنی تمام کلمه نان استاپ :/ مثه چیی دیگه امروز هی فقط ارور میدادم :| باورتون میشه یه چیپس سه روزه گوشه ی اتاق من افتاده, من وقت نکردم برم سر وقتش :| سریال ها و فیلم هام رو بگو :( 

کی بود ذوق می کرد تیچر شده!! کیییی بووود!! فقط به من نشونش بدید :|

+دو تا کامنت مونده جواب نداده! شرمنده ی نگارنده هاشون! قول میدم فردا جوابشونو بدم :ماچ

۹۷/۰۲/۰۲
تو کا

نظرات  (۱۲)

گاهی مشغله داشتن بهتر از بیکاریه... غنیمت بدون همین مشغله رو که باعث شده اون بسته سم گوشه اتاق افتاده باشه و وقت نکنی بری سراغش!!!
پاسخ:
بله بله بسته سم :دی 
نمی دونم چرا وقتی با لذت می خورمش یادم نمی مونه بسته ی سمه :|
۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۰۳ جولیک ‌‌‌‌‌
استاد حالا که سر خودتونم شلوغه تمدید کنیییین :|
+داغ دلم تازه نمودی:))
پاسخ:
اینا آخر ما رو پیر می کنن :))
الهی 
تیچر مسئولیت پذیر بااقتدار مهربون کی بودی شما؟ ^_^ 
من اینقدر تیچرا رو دوس دارم... کلی ماچ پرپر روانه کردم برات، با در نظر گرفتن وزش باد مخالف و اینا تا ده دقیقه و ۱۵ ثانیه ی دیگه میشینه رو لپات *: 
پاسخ:
من متعلق به همه ام :)))

ماچ متقابل به خودت جانم :*
عزیزم =))
کاش منم تیچر شده بودم وقت نداشتم سرم رو بخارونم. ..
پاسخ:
ای ژوون :*
سر شلوغی هاتو ببینیم پس :دی
بدترین بخش معلمی تصحیح ورقه است اه!
پاسخ:
اونم با دست خط های خرچنگ قورباغه :|
عب نداره ده روزه دیگه قشششنگ خستگی از تنتون در میشه ^_-
پاسخ:
چخبره مگه ده روز دیگه ؟ :دی
از مشغله ها و دغدغه های قشنگ روزگار
پاسخ:
اوهوم خیلییی قشنگن :دی
نمیتونم اینجوری جدی تصورت کنم اصن :|
پاسخ:
از لحاظ اینجوری به پای درس آب شدن :دی 
چررا خب؟ :))
خیلی زود به غر زدن افتادین:))
پاسخ:
خیلی بده الان یعنی ؟ :)))
نمدونم این حالتی که مثلا با جدیت و اخم داری کارتو میکنی و اینا :دی
پاسخ:
سر کلاس ندیدی چطوری می تونم جدی باشم :دی
سلام . یه 5دقیقه ای توی وبتون چرخ خوردم...محتواهاتون رو مروری کردم..و می خواستم دنبالتون کنم که قبلش خواستم از شما بپرسم: هدفتون از وبلاگ نویسی واقعا چیه؟ نوشتن روزمرگی هایی که شاید فقط برای خودتون آرامش دهنده باشه؟ و یا جلب بازدید؟
جسارت نشه.اصلا نمیخوام دلسردتون کنم...یا جسارتی...فضا، فضای خودتونه و هر چه می خواین بنوسید ولی به عنوان یک وبلاگ نویس 13ساله! که تا اوایل امسال در بلاگفا بودم با نام و عنوانی دیگر و خیلی شجاعانه امدم به بیان
پرسش من الان اینه که وبتون رو با چه هدف و انگیزه ای می نویسید، بروز می کنید و ارزشمندترین سرمایۀ خودتون یعنی زمانتون رو می گذارید؟
بنده پاسخی نمی دهم و نظری نمی دهم چون انسان ها متفاوت فکر می کنند اما چند توصیه داشتم که خدمتتون می گم یک موردش رو و بقیه اش رو در وبم خواهم گفت در آرشیوی موضوعی جداگانه در حوزه "وبلاگ نویسی"
هر مطلبی میخواین بذارید از خودتون بپرسید منتشر کردنش چه سودی به حال جامعه و اطرافیانم داره؟ اگر پاسخ قانع کننده براش گرفتید منتشرش کنید؛ در غیر این صورت اگر در دفترخاطرات یا سررسید فیزیکی در دنیای واقعی بهتر است و وقت کمتری هم ازتون می گیره
در پناه حق باشید
پاسخ:
همون در پناه حق باشید شما هم :)))
دلم تیچر خواست ): 
آخه همیشه Apple of eye تیچرهام بودم من، حتی اونایی که همه بهشون میگفتن سگ (((:
پاسخ:
بیا اپل آو مای آیز خودم شو اصن :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی