Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

یه کم حس ناخوشایندیه به هر حال

چهارشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۲۶ ق.ظ
به نظرم اینکه کارفرماها راضی به افزایش حقوق نمیشن! یکی از دلایل اصلیش اینه که کارمند از ترس همون آب باریکه اش صداش درنمیاد و گاهی هم که درمیاد تا بهش میگن اگه مشکلی داری می تونی از فردا نیای! خیلی راحت اعتراضش رو در نطفه خفه می کنه! 
من امروز تصمیم گرفتم اون ترس وابستگی به این آب باریکه رو بذارم کنار و حتی ترس از دست دادن همین دلخوشی با بچه ها بودن رو و برم و بگم که دستمزد من با زحمات و ساعت کار من متوازن نیست! واکنش قطعی دریافت نکردم! موافقت و مخالفت رسمی دریافت نکردم ولی خب امروز رو دوست نداشتم و امشب رو! طبیعتا یا این هفته و یا هفته ی آینده مشخص میشه! 

دو سه ساعت بعد نوشت: انقدر با خودم حرف زدم, اینقدر حرف زدم و اینقدر همه چیز رو بالا پایین کردم و اینقدر استدلال های مختلف برای ارائه به مدیرمون در صورت لزوم تو ذهنم آماده کردم که حس می کنم بعد از یک روز طاقت فرسای ذهنی! بالاخره آروم گرفتم *_* البته حرف زدن با پگاه هم بی تاثیر نبود! یادم باشه فردا بهش بگم مرسی که هستی :|
۹۷/۱۰/۱۹
حدیث

نظرات  (۵)

۱۹ دی ۹۷ ، ۰۸:۲۰ حامد سپهر
تجربه ایی که تو این مورد دارم اینه که گفتنش خیلی خوبه و بی تاثیر نیست
من چون سرپرست یه بخش از کارمون هستم و حقوق و مزایای بچه ها رو محاسبه میکنم این تجربه رو دارم معمولا اونایی که اغلب از حقوقشون شاکی هستن رو موقع محاسبه مزایا ناخودآگاه در نظر میگیرم و یه درصدی بالاتر پرداخت میکنم
پاسخ:
مرسی از اشاره به این نکته , دانستنی کلیدی مفید خوبی بود :دی 

او مای گاد نیکولا! کامنتای پست بالایی فیلتر بود(به شدت نگران وبلاگش میشود)

میخواستم برای پست کامنت بذارم:لایک یو! لایک به قسمت توضیح در مورد you مورد خطاب!
پاسخ:
نیکولا منظورت منم؟ :دی
درست شد مشکل پست! اون عبارت بوووقی رو از عنوان برداشتم و مشکلش حل شد
۲۰ دی ۹۷ ، ۰۳:۱۶ جولیک ‌‌‌‌‌
کامنتای این فیلتره؟
پاسخ:
نه! یه پست دیگه! پستش رو پیش نویس کردم فعلا
میدونی نگفتنش بدتره آخه وقتی میگی میدونی که حرفت رو زدی و دیگه با خودت نمیگی چرا نگفتم و خودخوری تموم میشه و همون طور که حامد سپهر گفت بیشتر وقتا زمان افزایش حقوق ها امکان اینکه تو یادشون بیای بیشتره 

پاسخ:
آره بعد از اون حالا دو سه روز احساس بد داشتن بالاخره گذشت و الان دارم به این پی می برم که اون استرس و اینا همون ترس از دست دادن آب باریکه و اینا بوده که خب چرا واقعا من نباید صدام دربیاد و حقم رو بخوام :/
ای بابا تو مگه نیکولا نبودی؟ عههههه نه! توکا بودی! ببخشید من خیلی اسمارو قاطی میکنم:| 
چه مسخره! 
پاسخ:
بله بله :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی