Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه
  • ۲۳ اسفند ۹۵ , ۰۲:۴۱
    I Wonder

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

مختارم این روزها داستانی شده واسه ما!! من خودم به شخصه سر هر باری که مختار شروع شده و در جوار بابابزرگم بودم، یه دور از اول تاریخ صدر اسلام رو نسخه‌ی قبل از انقلاب و نقل شده به روایت مُلا نمی‌دونم کی کی رو از اول گوش کردم!! بابابزرگم معتقده برن بمیرن با این فیلم ساختنشون چون وقتی مختار می‌میره تازه قیام ابراهیم شروع میشه و ابراهیمم شخصیت مورد علاقه بابابزرگمه و لذا برن بمیرن با این فیلمشون که بعد ازینکه مختار می‌میره نشون نمی‌ده ابراهیم بعدش چه رشادت‌ها که از خودش نشون نمیده:/

هرچی می‌گم بابا ژون اسم فیلمه چون مختاره لذا مختار که بمیره باید و قاعدتا فیلمه تموم بشه!! و اینجاست که باز تاریخ صدر اسلام باز شروع میشه :دی
 تو تاریخ به روایت بابابزرگم مختار عملا هویجه و همه چی و همه کاره وخفن و سوپر هیرو ابراهیم اشتره :))) من الان دچار دوگانگی تاریخی شدم که نمی‌دونم حرف های بابابزرگمو قبول کنم یا میرباقری رو =)))

همانا دیالوگ برترم اینجا به مامان بزرگم تعلق می‌گیره که می‌گه: اون سری که مختارو نشون داد اصن اینجوری نکشتنش!! من خودم یادمه افتاد کنار محراب و مرد!! این سری از خدا بی‌خبرها خیلی بد کشتنش!!
ما همه گی رو به مامان بزرررگم:  :)))))))

*سُلیمون بابابزرگمه :))
۲۰ نظر ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۰۹
تو کا

 

با روح و روانم خیلی ناجور گره خورده !!

Yasmin Levy - La Alegria (Happiness)

 

 

۱۳ نظر ۱۲ آبان ۹۵ ، ۰۱:۵۷
تو کا


این قسمت: کتابی خواهم خواند که صبح تا شب یک روزه تمامش کنم

و من هم خواندم بار هستی را  از میلان کوندرا :))


ق

تقریبا مدت‌ها بود مطمئن بودم این پارت به پارت نهایی چالش موکول خواهد شد چون به شششدت سرعت مطالعه‌ام و علاقه و چسبندگیم به خوندن دچار افت شدیدی شده بود و روزی بیشتر از سی صفحه، چهار پنج ماهی بود نتونسته بودم بخونم که بار هستی به دستم رسید و یه چیزایی ازش در حداینکه کتاب خوبیست و میلان کوندرا هم خوبتر شنیده بودم ولی خوب عجله‌ای واسه خوندنش نداشتم هنوز تاااااا چند روز پیش که در یکی از همین  روزهای پاییزی خفه کننده‌ی ملال آور  کز کرده و در کنج عزلت به سر برنده بودم و داشتم از چیکار کنم و چیکار نکنم مذخرفی رنج می بردم که درررر نهایت کتاب رو برداشتم ووو .... یک روزه تمومش کردم با سرعتی خووب و چسبندگی خوبترر به داستان :))

رمان با زمینه‌ی تاریخی حمله‌ی شوروی به چک و تسخیر پراگ، 4 شخصیت داره که درگیر‌ی‌های فکری هرکدوم ازشخصیت‌ها، ما رو با یه سری مسایل بنیادی بشریت روبرو می‌کنه و ما رو هم به فکر وامی داره و کم کم تلخ کامی‌ها و سرخوردگی‌های شخصیت‌ها یه جورایی آشنا و تلخ کامی‌ها و سرخوردگی‌های خودمون و دنیای اطرافمون رو تداعی می‌کنه. تفسیرها و تعبیرهای فلفسی میلان کوندرا برعکس خیلی از کتاب‌های دیگه با درون مایه‌ی فلفسی، روون و به راحتی قابل فهم و پذیرشه :)

بیشتر نمی‌گم فقط اینکه کتاب خوبیه و میلان کوندرا هم خوبتر،در این حد خوب که چسبندگی وا رفته‌ی مطالعاتی منو بعد از چندین ماه دوباره برگردوند:دی پس واسه خوندنش شک نکنید :)


با حضور فعال و پابه‌پای گل اندام    (بوک مارک مید بای خودم ِ نمدی-م)

# باقی قسمت‌های چالش : اینجا

## کسانی رو که من از پیوستنشون به چالش اطلاع دارم عبارتند از جولیک  (وبلاگ پلاکت) و سر.واو. سین (وبلاگ به هر حال) و همینطور نت فالش

دوستان دیگه‌ای هم اگه پیوستن بگن که اطلاع داشته باشیم و اونا رو هم اضافه بنموییم و در کنار همدیگه چالش رو پیش ببریم :))


۷ نظر ۱۱ آبان ۹۵ ، ۰۵:۳۰
تو کا

 

کمی کریـزی طور بشنویم :)))

Dorothy . Gun In My Hand

 


 
۲ نظر ۰۸ آبان ۹۵ ، ۰۱:۳۱
تو کا