Femme De Couleur

Woman of colour

Femme De Couleur

Woman of colour

پیام های کوتاه

دو ترم پیش تا حد خفه کردن خودم و حتی استرس گرفتن, خودم رو رسوندم که بتونم تاپ بشم توی کلاس! ولی نه تنها تاپ نمی شدم, بلکه نمره های درخشانی هم در پایان نصیبم میشد که بماند! بعد این ترم ولی دست از تلاش برداشتم و کمی خجالت بکش به خودم گفتم و با خیالی آسوده رفتم امتحان فاینال رو دادم و در کمال تعجب تاپ شدم :دی از قدیم الایام هرچند ثابت شده هرچی کمتر حرص بزنی بیشتر به دست میاری ولی خوب آدمیزاد همیشه فراموش می کنه :/ 

۸ نظر ۰۱ مهر ۹۶ ، ۱۶:۱۴
تو کا

حقیقتا هیچ احساسی والاتر از این نیست که آدم اول مهر و 31 شهریورش هیچ تفاوتی با هم نداشته باشن :دی 

از اول مهرها فقط اون 3 سال آخر دوران دبیرستان ِش رو دوست داشتم! در باقی 13 سال تحصیلی , روزهای دوست نداشتنی برام بودن.

۳ نظر ۰۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۷
تو کا

تا به حال فقط اسم اورهان پاموک رو شنیدم و کتاب هاش رو توی قفسه های کتاب فروشی و یا در عکس های دسته جمعی مختلف از همگی شون در کنار هم  توی پیج و سایت نشر چشمه دیدم * ! 

ازونجایی که راهنمایی هاتون در رابطه با بیگانه بهم چسبید:دی الانم هرآنچه از اورهان پاموک می دونید دریغ نکنید :-) یعنی انتقال تجربیاتتون و در وهله ی اول اینکه ; به طور کلی آیا اورهان پاموک بخوانیم یا نخوانیم! (با ذکر دلیل اگر می شود:دی) بعد اگر باید بخوانیم,  با چه شروع کنیم و تا ته با چه ترتیب و اولویتی فرمون را به دست بگیریم! و یا اینکه نه, کلا همه از دم خوب و عالی و هرکدام که خودم عشقم کشید :دی


*گاهی وقت ها فکر می کنم چرا مهریه ام رو نذارم کل کتاب های نشر چشمه و یا نه ورژن سنگین تر, یک کتابخونه نسبتا بزرررگ پر از کتاب =)) [آیکون از سکه و بال مگس و رز سیاه و فولان و فلان که بهتره ] :دی

۷ نظر ۳۰ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۰۰
تو کا

عمه ام پاشده یکی از عکس های بچگیمونو گذاشته برای پروفایلش, بعد ... بعد چیه دیگه, خودتون ببینید دیگه :|

اونیکه سر نداره توی عکس, منم :|

برگشتم می گم عمه جون سر من کجا رفته؟!! میگه خودش قطع شد تو عکس جا نشد =)) [آیکون کراپ کردن را به بزرگترهای خود یاد بدهید]

۱۰ نظر ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۰
تو کا
نزدیک شدن به ایامی رو که قبل از خروج از خونه, بااااید مدتی رو بین شک تابستونی یا پاییزی بپوشم, سر کنید :/ و قسمت تلخ ماجرا هم همیشه اینجاست که هر میزان شما تصمیم به تابستونی تر بگیرید, هوا پاییزی تر از آب درمیاد و یا برعکس هرچه شکل و شمایل پاییزی به خودتون بگیرید, هوا کااااملا تابستونی می مونه :| 

۶ نظر ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۱۸
تو کا

فقط امیدوارم روزی نرسد که امکانی به امکانات وبلاگ نویسی مان افزوده شود که نشان بدهد چه کسانی پست مان را خوانده و رفته اند و  کامنتی نگذاشته اند و یا چه کسانی هنوز تصمیم نگرفته اند آن ستاره ی روشن مربوط به ما را خاموش کنند!


۹ نظر ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۵
تو کا

یک سری ها هم هستند که می شود, دایرالمعارف خرافات و نیست در جهان ترین باورهایی که فکرش را هم نمی کنید, به حسابشان آورد! این افراد برای هر حرکت و جنبشی که از هر جنبنده و موجود زنده و مرده ای (منظور بی جان) سر می زند, حتما ربطی خرافی در آستین دارند!! 

مثلا گیر سه پیچ بهتان بدهند که بچه را از جلوی چشم های آن مردک چشم رنگی دور کنید, چرا که آدم های چشم رنگی زود چشم می زنند (چه واج آرایی چشمی شد:دی ) 

یا در حال جارو برقی کشیدن هستید که یکهو می بینید شارپ( زارررپ!؟ زاررررت؟! یا حتی دوستی داشتم می گفت زاررررچ :/)  از یک جایی یکی خوردید! به سان آدمی که نفهمیده از کجا و برای چه آخر خورده , به صورت یک علامت سوال,تعجب تمام معنا برمی گردید به سمت ضارب که با توجیه " جاروبرقی خورد بهم, آخه می دونی که اگه جاروبرقی به آدم بخوره عمر آدم کم میشه واسه همین یکی بهت زدم تا ختثی بشه" مواجه می شوید! [آیکون به همین برکت قسم] :|

یا دوان دوان به طرف ظرف غذای بی در می دود و تشرگونه به شما می گوید درب غذا را همیشه بگذار چون شیطان داخلش تف می اندازد! 

یاااااا همینکه آجیل مشکل گشایی رو که بهم دادند رو به رضا میدم , یکهو قاپیده می شود و دوباره به خودم داده می شود و توجیه می شوم که آجیل مشکل گشا را مرد نباید بخورد وگرنه تاثیر مشکل گشاییش از بین می رود!! منم برمی گردم می گم: پس می دادین یه نکته قبل از مصرف روش اضافه می کردن " که اگر مرد هستید سریعا این بسته را به نزدیک ترین زنی که در اطراف خود می بینید بدهید و از باز کردن بسته تحت هر شرایطی خودداری کنید"


خدایاااااااااااا....


۱۸ نظر ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۹
تو کا


روز ها و هفته ها و ماه ها گذشت و این فیلم توی آرشیوم خاک خورد و خاک خورد، چون فکر می کردم قشنگ نیست و حوصله اشو ندارم! تا کسی از کتابش گفت و از اینکه قشنگ بوده! و نتیجه این شد که بالاخره فیلم رو دیشب دیدم :)
یک کلاسیک عاشقانه ی انگلیسی که از دیشب من فقط گیر کردم روی این آهنگش *_*

The gardener’s son was standing by;
Three flowers he gave to me
The pink, the blue, and the violet, too,
And the red, red rosy tree,
The red, red, rosy tree.

But I refused the red rose bush
and gained the willow tree,
So all the world might plainly see
How my love slighted me,

How my love slighted me.

و خود فیلم 

۴ نظر ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۳
تو کا

امروز با یک پدیده ی انسانی آشنا شدم, که دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر بود و 29 شهریور دفاعیه داشت! ولی در کمال تعجب و به عنوان یکی از عجایب خلقت, این دوست عزیز نه می تونست ویندوز کامپیوترش رو عوض کنه و حتی از اون هم عجیب تررر نه می تونست که چطور باید با وورد کار کرد! 29 شهریور دفاع داشت ولی تا امروز فکر کرده بود که دفاع هم مثل یک ارایه ی کلاسی ساده است  با فقط یه پاورپوینت ساده تر! 

باورتون نمیشه ولی نمی تونست با وورد کار کنه! یه دانشجوی ارشد مهندسی کامپیوتر , نه لیسانس ها, نه!!! فوووق لیسانسسس, اونم مهندسی کامپیوتر :| 


۷ نظر ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۲
تو کا